حمید علیمی فاطمیه اول 1391 تو چشمام اشک غم بر لبهام زمزمه

محبوبیت 0/5 بازدید 253
0
0
101 روز قبل, 253 بازدید
تو چشمام اشک غم بر لب هام ذکر خیر تو را جون علی مرو یا فاطمه دلم خونه گرفته ماه این خونه پریشونم پریشونم گلم زنده نمی مونه همه هستند همه هستند و دو چشم من شده دریا غریبم من غریبم من به تو من نرو زهرا گل یاسم گل یاسم جونه خونه ی حیدر به زیر لب حسن گوید نرو مادر نرو بیا رحمی کن به چشم های ترم نرو از خانه ام گل نیلوفرم وااااااااااااااااااااااا علی غریبه تو چشمام اشک غم بر لب هام ذکر خیر تو را جون علی مرو یا فاطمه آخه خانوم خودت بودی که می گفتی همیشه یاورم هستی خودت بودی که می گفتی همیشه یاورم هستی چرا حالا نگاهت را به روی مرتضی بستی بگو با من چرا تو خونه از من روت را میگیری چرا وقتی بلند میشی همش پهلوت را میگیری آی خودت بودی که می گفتی که همیشه یاورم هستی چرا حالا نگاهت را به روی مرتضی بستی بگو با من چرا تو خونه از من روت را میگیری شب ها وقتی بلند میشی همش پهلوت را میگیری چرا وقتی که می خوابی حسن بازوت را می بوسه میاد زینب آروم آروم با گریه روت را می بوسه نرو از پیش من همه صبر علی خونه ی بی فاطمه میشه قبر علی واااااااا علی غریبه ….. تو چشمام اشک غم بر لب هام ذکر خیر تو را جون علی مرو یا فاطمه پر از درد پر از داغ در و دیوار این خونه برای من میاد زینب میادا روضه می خونه ببین زهرا ببین زهرا علی چند روزه مهبوطه دمی چشمش به زهرا ش یکی چشمش یه طابوت مثل پهلوت مثل بازوت شکسته قلب من زهرا نمی تونم بزارم من تو را بین کفن زهرا کنارت فاطمه چه خوبه زندگی غروب تو شده طلوع خستگی کنارت فاطمه چه خوبه زندگی غروب تو می شه طلوع خستگی واااعلی غریبه…………. تو چشمام اشک غم تو چشمام اشک غم بر لب هام ذکر خیر تو را جون علی مرو یا فاطمه آی خداحافظ آی خداحافظ ای نور دو عین من غم و غصم خداحافظ خداحافظ حسن من خداحافظ عزیز من نبینم بی کفن باشی غم وغصم همش اینه یه روز سر پا و تن باشی عزیز من بگو چرا خشک لب های تو قرار ما تو عاشورا به دشت کربلا تو یه روزی می رسه به دشت کربلا میام یادت حسین میون قتلگاه کنارت زینب آ تویی بر نیزه ها که اتش می زنند دمی بر خیمگاه آ حسین غریبه تو چشمام اشک غم بر لب هام ذکر خیر تو را جون علی مرو یا فاطمه

تبلیغات

تبلیغات

تبلیغات

امارگیر سایت